تبليغاتX
دانشجویان مهندسی صنایع-دانشگاه صنعتی قم

دانشجویان مهندسی صنایع-دانشگاه صنعتی قم

بدهکارترین کشورهای جهان معرفی شدند

منبع: den.ir    14/10/1390

عكس:رويترز
گروه بین‌الملل- بلومبرگ در یک گزارش با اشاره به این که بدهی 11 قدرت اقتصادی جهان در ابتدای سال ۲۰۱۱ به 7600 میلیارد دلار رسیده است بدهکارترین کشورهای جهان را معرفی کرد. با افزایش هزینه‌های استقراض، بدهی دولت‌های قدرتمند اقتصادی جهان امسال به بیش از 6/7 تریلیون دلار رسیده است.


بر اساس این گزارش، در میان کشورهای قدرتمند اقتصادی جهان، به ترتیب ژاپن با 3 تریلیون دلار و آمریکا با 8/2 تریلیون دلار بدهی، مقروض‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌روند. این در شرایطی است که میزان بدهی 7 کشور صنعتی جهان به علاوه برزیل، روسیه، هند و چین در زمان مشابه سال گذشته حدود 4/7 تریلیون دلار بوده است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد، بازده اوراق قرضه ده ساله حداقل برای 7 کشور تا پایان سال بیشتر خواهد شد.
تحقیقات نشان می‌دهد، با کاهش رشد اقتصاد جهانی، سرمایه‌گذاران در کشورهایی که با افزایش میزان بدهی‌های خود دست و پنجه نرم می‌کنند، احتمالا برای دادن وام به کشورهایشان تقاضای بهره بیشتری را خواهند کرد.
با گسترش بحران بدهی‌ها در اروپا و تلاش دولت آمریکا برای کاهش کسري بودجه این کشور که از مرز 1 تریلیون دلار عبور کرده و همچنین با توجه به عدم رونق در بازار املاک چین، صندوق بین‌المللی پول با تجدیدنظر در پیش‌بینی 5/4 درصدی خود از رشد اقتصاد جهانی، رشد اقتصادی جهان در سال 2012 را 4 درصد پیش بینی کرد.
بر اساس این گزارش، بر اساس برآورد به عمل آمده توسط مجله اکونومیست و استراتژیست‌های موسسه بلومبرگ بر پایه پیش‌بینی بازده اوراق قرضه ده ساله، در سال 2012 هزینه استقراض کشورهای عضو گروه جی 7 به میزان 39 درصد نسبت به سال 2011 افزایش خواهد یافت. بازده اوراق قرضه ده ساله چین احتمالا با تغییر کمی همراه خواهد بود، در حالی که بازده اوراق قرضه هند، از 39/8 درصد به 02/8 درصد کاهش خواهد یافت. در این گزارش برآوردی در مورد روسیه و برزیل به عمل نیامده است.
افزایش هزینه‌های استقراض کشورهای یونان، پرتغال و ایرلند را مجبور کرده است تا از اتحادیه اروپا و صندوق بین‌المللی پول تقاضای کمک کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 9:47  توسط عبدالله فرزاد  | 

فهرست 10 جرم رایج در ایران

رييس مركز آمار قوه‌قضائيه مطرح کرد
فهرست 10 جرم رایج در ایران

حجت‌الاسلام و المسلمين شهرياري، رييس مركز آمار و فن‌آوري اطلاعات قوه‌قضائيه گفت: بر اساس آمار در طول شش ماه از هر 100 پرونده كه وارد دستگاه قضايي مي‌شود 97 پرونده از اين دستگاه خارج مي‌شود يعني 3 درصد عقب‌افتادگي داريم و اين يعني در هر 6 ماه 3 درصد به آمار پرونده‌هاي قوه‌قضائيه اضافه مي‌شود.

به گزارش ايسنا، شهرياري طي سخناني در نخستين همايش آمار جنايي 10 اتهام اول پرونده‌هاي كشور در شش ماهه‌ نخست سال‌جاري را سرقت، ضرب و جرح، ايجاد صدمه،‌ توهين، نگهداري مواد مخدر، استعمال مواد مخدر، تخريب، تهديد، صدور چك بلامحل و قاچاق مواد مخدر عنوان كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 10:44  توسط عبدالله فرزاد  | 

داستان مرد آهنگر

بنام خداوند خالق زيبائي ها

آهنگري پس از گذراندن جواني پرشر و شور تصميم گرفت وقت و زندگي خود را وقف خدا کند. سالها با علاقه کار کرد، به ديگران نيکي کرد، اما با تمام پرهيزگاري، ‌اوضاع زندگي‌اش درست به نظر نمي‌آمد. حتي مشکلاتش مدام بيشتر مي‌شد. يک روز عصر، دوستي که به ديدنش آمده بود از وضعيت دشوارش مطلع شد، گفت:  (واقعاً عجيب است، درست بعد از اينکه تصميم گرفتي مرد خداپرستي شوي زندگي‌ات بدتر شده. نمي خواهم ايمانت را ضعيف کنم، اما با وجود تمام تلاشهايت در مسير روحاني، هيچ‌چيز بهتر نشده(
آهنگر پاسخ داد: «در اين کارگاه فولاد خام برايم مي‌آورند و بايد از آنها شمشير بسازم. مي‌داني چطور اين کار را مي‌کنم؟ اول تکه‌ي فولاد را به شدت حرارت مي‌دهم تا سرخ شود، بعد با بي‌رحمي با سنگين‌ترين پتک پشت‌سرهم به آن ضربه مي‌زنم تا فولاد شکلي بگيرد که مي‌خواهم. بعد آن را در تشت آب سرد فرو مي‌کنم، فولاد به خاطر اين تغيير ناگهاني دما ناله مي‌کند و رنج مي‌برد. بايد اين کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشير مورد نظرم دست يابم
آهنگر مدتي سکوت کرد و ادامه داد: «گاهي فولادي که به دستم مي‌رسد نمي‌تواند تاب اين عمليات را بياورد. حرارت، ضربه پتک و آب سرد آن را ترک مي‌انداز‌د. مي‌دانم که اين فولاد هرگز تيغه شمشير مناسبي درنخواهد آمد
آهنگر مکثي کرد و ادامه داد: مي‌دانم خدا دارد مرا در آتش رنج فرو مي‌برد. ضربات پتکي که زندگي بر من وارد کرده پذيرفته‌ام و گاهي به شدت احساس سرما مي‌کنم. انگار فولادي باشم که آبديده شدن رنج مي‌برد. . .
ما تنها چيزي که مي‌خواهم اين است:
خداي من! از کارت دست نکش، تا شکلي که تو مي‌خواهي به خود بگيرم. با هر روشي که مي‌پسندي ادامه بده. هر مدت که لازم است ادامه بده. اما هرگز مرا به کوه فولادهاي بي‌فايده پرتاب نکن

*    آروزي اين دارم در تمامي امتحانات زندگيتون  ، با نمره عالي قبول شويد. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 13:25  توسط عبدالله فرزاد  | 

انتقاد قرائتی از زنان به خاطر مخالفت با ازدواج دوم همسرانشان

منبع خبر (den.ir)

سایت خبری پارسینه به نقل از خبرگزاری اهل بیت(ع) نوشت: «حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی» در برنامه «درس‏هایی از قرآن» این هفته از شبکه اول سیما، از ممانعت زنان نسبت به ازدواج دوم همسرانشان انتقاد کرد.

وی گفت: «دادستان تهران حدود بیست سال پیش به من گفت که در تهران 500 هزار زن جوان بیوه هست. 500 هزار زن جوان بیوه برای بیست سال پیش است. الان شاید یك میلیون باشد.»
این مفسر قرآن کریم از ممانعت زنان نسبت به ازدواج دوم مردانی که توان جسمی و اقتصادی دارند، انتقاد کرد و گفت: «اگر یك مردی توان جسمی دارد، توان مالی دارد، دو تا ماشین، دو تا خانه، دو تا موبایل، (از همه چیز) دو تا دو تا تهیه می‏کند؛ ولی (وقتی به ازدواج می‏رسد) زن می‌گوید: «نخیر! خدا یكی زن هم یكی!» یعنی چه؟ یعنی آن یك میلیون زن جوان به درك؟ گناه می‌كنند به درك؟ می‌سوزند به درك؟ این بخل زن‌ها است. بخل زن‌ها باعث می‌شود كه یك میلیون زن جوان بیوه وجود داشته باشد.»

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 14:55  توسط عبدالله فرزاد  | 

خروجی تنور داغ MBA در ايران

دکتر هومن عطار
چند روز پیش جوانی تراکت تبلیغات موسسه آموزشی را دستم داد که در آن نوشته شده بود انواع MBA: مینی، یک ساله، دوساله، دو مدرک همزمان، گرایشی و آمادگی برای دکترا همراه با آموزش آخرین تکنیک‌ها مانند SWOT، PEST، 7S ، 4P، 5F و غیره. برای دوستان آشنا با MBA شاید دشوار نباشد نظر خود را در این مورد بگویند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 14:31  توسط عبدالله فرزاد  | 

TRIZ

واژه TRIZ برگرفته شده از حروف اول کلمات در عبارت روسی زیر می‌باشد :
(Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch)
که برابر انگلیسی آن عبارت Theory of Inventive Problem Solving (با مخفف TIPS) است که به معنای نظریه حل ابداعانه مساله می‌باشد . این دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته می‌شود و متداول شدن این نام به این علت است که بنیانگذار آن ، دانشمند خلاقیت‌شناس روسی گنریچ سائولویچ آلتشولر (G.S. Altshuller) می‌باشد .
دانش TRIZ با نامها و عنوانهای توصیف‌گر مختلفی همانند نوآوری نظام‌یافته ، خلاقیت اختراعی ، فناوری خلاقیت و نوآوری ، روش‌شناسی اختراع ، الگوریتم اختراع ، روش‌شناسی حل مساله‌های ابداعی ، روش‌شناسی حل ابتکاری و ابداعانه مساله ، مهندسی خلاقیت و نوآوری ، روش‌شناسی خلاقیت ، خلاقیت‌شناسی اختراع ، خلاقیت‌شناسی فناوری و مواردی از این قبیل نامیده می‌شود .

TRIZچیست؟
واژه TRIZ برگرفته شده از حروف اول کلمات در عبارت روسی زیر می‌باشد :
(Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch)
که برابر انگلیسی آن عبارت Theory of Inventive Problem Solving (با مخفف TIPS) است که به معنای نظریه حل ابداعانه مساله می‌باشد . این دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته می‌شود و متداول شدن این نام به این علت است که بنیانگذار آن ، دانشمند خلاقیت‌شناس روسی گنریچ سائولویچ آلتشولر (G.S. Altshuller) می‌باشد .
دانش TRIZ با نامها و عنوانهای توصیف‌گر مختلفی همانند نوآوری نظام‌یافته ، خلاقیت اختراعی ، فناوری خلاقیت و نوآوری ، روش‌شناسی اختراع ، الگوریتم اختراع ، روش‌شناسی حل مساله‌های ابداعی ، روش‌شناسی حل ابتکاری و ابداعانه مساله ، مهندسی خلاقیت و نوآوری ، روش‌شناسی خلاقیت ، خلاقیت‌شناسی اختراع ، خلاقیت‌شناسی فناوری و مواردی از این قبیل نامیده می‌شود .
دانش TRIZ می‌تواند در دامنه‌ای از یک طیف مفهومی و گستره‌ای از تعاریف قرار گیرد که یک انتهای آن نوعی جهان‌بینی خلاق یا رویکردی جامع به علوم و فناوری و انتهای دیگر آن انواعی از ابزارهای حل خلاق مساله و فنون خلاقیت و نوآوری را شامل گردد .
آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوری خلاقیت و نوآوری می‌داند ؛ با نتیجه‌گیری از دیدگاه آلتشولر می توان TRIZ را نوعی علم خلاقیت‌شناسی (Creatology) دانست .
یکی از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سیمون ساورانسکی این دانش را چنین تعریف کرده است :
TRIZ ، یک دانش انسانگرای مبتنی بر روش‌شناسی نظام‌یافته برای حل ابداعانه مساله است .
همچنین برخی صاحبنظران TRIZ را این چنین تعریف می‌کنند :
TRIZ عبارت است از نوعی رویکرد الگوریتمی برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه .



ابزارهای TRIZ 
اصول و روش های زیادی در TRIZ وجود دارند که اساس و پیکره آن را تشکیل می دهند که در ادامه به طور اجمالی در خصوص برخی از آنها بحث می گردد:

4-1 40 اصل ابتکاری و ماتریس تناقضات آلتشولر
آلتشولر با بررسی اختراعات مختلف به ثبت رسیده در دنیا 40 اصل ابتکاری را پیشنهاد کرد. این اصول به مهندسان، جهت دستیابی به راه حل ابداعی مناسب کمک می کند. 
وی ماتریسی از تناقضات برای بدست آوردن اصول منطبق با مسئله و تشخیص این که باید از کدام یک از این 40 اصل استفاده شود، ایجاد نمود. وی در این جدول 39 پارامتر مهندسی نظیر وزن، طول، شفافیت و غیره را در ستونها قرار داد (آثار ثانویه نامطلوب) و پارامترهایی که لازم است بهبود یابند را در ردیف ها قرار داد. در خانه هایی که از تقاطع هر سطر و ستون بدست می آمدند، دو یا سه اصل از اصول 40 گانه ابتکاری را که در به دست آوردن راه حل خلاقانه مورد استفاده قرار میگیرند، قرار داد. [5]
در حل مسائل مختلف می توان از این روش استفاده نمود، ولی این روش دارای محدودیتی است و آن این است که کاربران در ابتدا باید مسئله را به صورت پارامترهای 39 گانه مهندسی فرموله کنند. و این روش برای حل مسائل پیچیده کاری وقت گیر و دشوار می باشد. 

4-2 الگوریتم برای حل مسئله به روش ابداعی (ARIZ) 
این روش رویه ای سیستماتیک جهت شناسایی راه حل ها بدون در نظر گرفتن تناقضات است. 
بر اساس ماهیت مسئله، تعداد مراحل اجرای آن می تواند از 5 الی 16 مرحله تغییر کند. در این روش ممکن است از یک مسئله فنی غیر واضح و نامعلوم، مسائلی که در لایه های زیرین قرار دارند بیرون آمده و نمایان شوند که برای ما قابل حل می باشند. مراحل پایه ای این رویه عبارتند از:
1.مسئله را فرموله کنید
2.مسئله را به یک مدل تبدیل کنید
3.مدل را تجزیه و تحلیل کنید
4.تناقضات فیزیکی را حل کنید
5.راه حل ایده آل را فرموله کنید[5]

4-3 عیین پیشگویانه خطا (AFD) 
جلوگیری از بروز خطاهای پیش بینی نشده در توسعه و ایجاد یک محصول جدید از اهمیت زیادی برخوردار است. AFD به طور موثر مکانیزم خطا را کشف میکند و سپس احتمال رخداد آن را بررسی می نماید. به وسیله این تکنیک عواملی که سهم به سزایی در رخداد خطا دارند، برطرف میگردند. [5]

4-4 تکامل هدایت شده محصول (DPE) 
روش های سنتی پیش بینی سعی دارند که مشخصه های آینده سیستم ها، روش های اجرایی و یا تکنیکها را به وسیله ارزیابی، شبیه سازی و تمایل به ایجاد مدل های احتمالی پیش بینی نمایند. این روشها فقط یک پیش بینی را در اختیار ما می گذارند ولی چگونگی ابداع تکنولوژی پیش بینی شده را به ما نمی دهند. 
آلتشولر توانست با مطالعه صدها هزار اختراع به ثبت رسیده، 8 الگویی را که نشان دهنده چگونگی توسعه سیستم های تکنولوژیکی طی دوران مختلف بوده اند، مشخص کند. این مطلب بر مبنای مقایسه " چگونه فکر کردن مردم در مقابل" به چه چیز فکر کردن مردم" بود.
DPE مانند نقشه راهی به سوی آینده می باشد که با استفاده از آن (به جای پیش گویی آینده) می توان به طور سیستماتیک تکنولوژی های آینده را ابداع کرد. [6]
همچنین برخی صاحبنظران TRIZ را این چنین تعریف می‌کنند :
TRIZ عبارت است از نوعی رویکرد الگوریتمی برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه .
با توجه به عنوانهای توصیف‌گر مختلفی که برای نامیدن TRIZ ذکر کردیم می‌توانیم به شناخت بیشتری درباره مفهوم کلی دانش TRIZ دست یابیم . در گام آتی تاریخچه این دانش را بیان خواهیم نمود


فواید و کاربردهای TRIZ
با استفاده از دانش TRIZ می توان به نتایج و دستاوردهای متعددی از جمله موارد زیر دست یافت:
1-6-1- دستیابی به نوعی نگرش جامع علمی به ابداعات و اختراعات .
2-6-1- شکل گیری جنبه های بسیار مهمی از علم خلاقیت شناسی.
3-6-1- دستیابی به نوعی جهان بینی خلاق.
4-6-1- کشف انواعی از راه حل ها برای مسائل ابداعی یعنی مسائلی که با روش های معمولی متداول راه حل آنها به دست نمی آید.
5-6-1- دستیابی به بهترین و موثرترین راه حل ها برای انواع مسائل علمی ، فنی ، انسانی و اجتماعی.
6-6-1- پیش بینی روند ابداعات و اختراعات در آینده (خلاقیت شناسی آینده شناختی)
7-6-1- ارائه آموزش های نوین مبتنی بر TRIZ در مدارس و دانشگاه ها (خلاقیت شناسی پرورشی مبتنی بر TRIZ)
8-6-1- تسهیل و تسریع روند رشد و توسعه علوم و فناوری .



دلایل استفاده از TRIZ 
به واسطه وجود محیط رقابتی شدید در دنیا و نیاز مشتری به محصول با کیفیت بالاتر و ارزان تر، نیاز بیشتری به رویکردهای ابداعی در دنیا به وجود آمده است. در حال حاضر فعالیت های علمی باید در سطح بالاتر، با بودجه کمتر و سرعت بیشتری نسبت به گذشته، صورت گیرند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که TRIZ بین 70% تا 300% به تولید ایده برای محصولات و خدمات جدید و ایجاد بهبود کیفیت، سرعت می بخشد. TRIZ تکنیکهای مهندسی و تئوری های علمی را به سمت یک چارچوب سوق میدهد. متبحر شدن در فرآیند TRIZ ، فقط این نیست که تیم فنی تمام پتانسیل موجودشان را شناسایی کنند، بلکه TRIZ در ابتدا به آنها یاد آوری میکند که چرا آنها مهندس یا دانشمند بودن را برگزیده اند. TRIZ از راه های مختلفی به این هدف میرسد. یکی از مهمترین راهها این است که ما را برای یافتن راه حل مسئله مان، به نظر افکندن به زمینه های خارج از دانش، تجربه، سازمان، متخصصین و حتی خارج از صنعت خود تشویق میکند (هرچند که این روش برای ما و سازمان مان غیر معمول میباشد). [4]
بکارگیری TRIZ یعنی بازگشت به اصول اولیه، ولی معمولا ً در این راه از اصول، علوم و راه حل های مهندسی که برای ما آشنا نیستند استفاده می نماییم. این فرآیند با تجزیه تمام مسائل به وظایف بنیادی طراحی شان و با القاء درک کاملی از اساس مسئله ای که با آن دست به گریبانیم ساده میگردد. با بکارگیری TRIZ ما در مسیر یافتن راه حل ها قرار می گیریم و در می یابیم که چگونه دیگران مشکلات مشابهی را در تمام زمینه های علمی و مهندسی بدین وسیله حل نموده اند. 
با بکارگیری TRIZ میتوانیم با یک روش سیستماتیک به عصاره و چکیده تمام راه حل های مسائلی که بشریت با آنها روبرو بوده است، دسترسی پیدا کنیم. و با توجه به مفهوم TRIZ در می یابیم که تمام مسائل قبلا ً به طریقی حل شده اند. مطمئنا ً در صورت عدم استفاده از TRIZ زمان زیادی هدر خواهد رفت. [5]
درست مثل اینکه به جای کشف راه حل هوشمندانه ای برای بهبود بخشیدن به عملکرد چرخ، آن را دوباره اختراع کنیم. 
TRIZ ما را به سمت راه حل هایی که نیاز داریم، راه حل هایی که وجود دارند و راه حل هایی که ابداعی هستند ولی بدون TRIZ معمولا ً امکان درک آنها را نداریم، هدایت می کند.
ضمنا ً ، بررسی اساس تمام ابداعات و اختراعات به ثبت رسیده در جهان نشان میدهد که هزاران ساعت نیروی انسانی صرف حل مسائل مشابهی شده است که انسانها در زمینه های مختلفی با آن سر در گریبان بوده اند و در نهایت پس از حل آنها، به نتایج مشابهی دست یافته اند. [4]
آنچه که TRIZ انجام میدهد این است که با طبقه بندی این راه حل های هوشمندانه، راه های ابداعی حل هر مسئله ای را شناسایی میکند.


مفهوم تناقض

در دانش TRIZ مفهوم تناقض از مفاهیم بنیادی و اصلی است . منظور از تناقض دو ویژگی یا وضعیت متعارض یا متضاد با یکدیگر می باشد.
اگر چنانچه بین دو ویژگی یک سیستم حالت تضاد و ضد و نقیض بودن وجود داشته باشد یعنی ایجاد تغییر مثبت در یک ویژگی (مثلا افزایش کیفیت یک محصول ) منجر به ایجاد تغییر منفی در یک ویژگی دیگر(مثلا ازدیاد قیمت محصول) بشود در این صورت سیستم دچار تناقض می باشد.
دانش TRIZ بیان می دارد که مسئله ابداعی با وجود نوعی تناقض همراه است و حل مسئله (مثلا اختراع) هنگامی روی می دهد که این تناقض برطرف شود.
یکی از مهم ترین نقش های TRIZ ، شناسائی و تحلیل تناقض ها و ارائه راهکارهای بر طرف نمودن آن می باشد.
- مثالی درباره تناقض:ی از مهم ترین مسئله های باز (مسئله ابداعی یا غیر معمولی) در حوزه سلامت انسان و پزشکی ناشی از بیماری سرطان است که در اثر آن سیستم بخشی از سلول ها از تعادل خارج شده و به رشد غیر معمولی دچار می شوند . رویکرد کلی درمانی (مثل شیمی درمانی یا پرتودرمانی) بر آن است که جلوی رشد غیر اصولی سلول های غیر متعادل به طریقی گرفته شده و از بین بروند.
در این موضوع این تناقض اصلی وجود دارد که دارو یا پرتو دارای تاثیر مثبت بر سلول های سرطانی (توقف رشد و از بین رفتن سلول های سرطانی) و تاثیر منفی بر سلول های سالم (آسیب به سلول های سالم) می باشد.
انتظار می رود چنانچه این تناقض برطرف شود آنگاه داروی قاطع درمان این بیماری نیز ابداع یا کشف گردیده و به عبارتی مسئله مذکور حل شده است.

2-4-انواع تناقض
در دانش TRIZ به منظور شناخت بهتر ، انواع تناقض ها به دو دسته اصلی تقسیم شده اند. بنابراین هر مسئله ابداعی ممکن است با یک یا چند نوع از تناقض ها همراه باشد.

1- تناقض یا تضاد فنی (Technical Contradiction) :
منظور از تناقض فنی در یک سیستم فنی «وجود یک رابطه متضاد و ضد و نقیض بین دو ویژگی یک سیستم یعنی تعارض بین دو زیر سیستم آن» می باشد.
درسیستمی که تناقض وجود دارد یک تغییر مثبت در یک زیرسیستم ، منجر به بروز یک نتیجه منفی در زیر سیستم دیگر می شود. مسئله ابداعی ، مسئله ای است که دارای تناقض بوده و حل آن مستلزم رفع وضعیت تناقض است ، به عبارتی راه حل مسئله ابداعی در واقع راه حل رفع تناقض می باشد.
مثال های زیر بیانگر تناقض یا تضاد فنی می باشند:
- افزایش کیفیت عامل A در سیستم، منجر می شود به: کاهش کیفیت عامل B در همان سیستم
- افزایش قط لوله (افزایش استحکام) ، منجر می شود به : افزایش وزن لوله
- افزایش سرعت خودرو ، منجر می شود به : افزایش مصرف سوخت
- افزایش کیفیت محصول X ، منجر می شود به : افزایش قیمت آن .

2- تناقض یا تضاد فیزیکی (Physical Contradiction)
منظور از تناقض یا تضاد فیزیکی وجود همزمان هماهنگی و تعارض می باشد. در این حالت ایجاد تغییر در یک زیر سیستم به طور همزمان از یک طرف منجر به ایجاد یک نتیجه مثبت و در عین حال از طرف دیگر منجر به بروز یک نتیجه منفی می شود.

مثال
در یک ترانزیستور ، اگر ولتاژ افزایش یابد در نتیجه آستانه ولتاژ (که یک نتیجه خوب است) افزایش می یابد ولی از طرف دیگر آنگاه ترانزیستور در فرکانس های پائین تری عمل خواهد کرد (نتیجه منفی) حال اگر ولتاژ کاهش یابد آنگاه ترانزیستور می تواند در فرکانس های بالاتر عمل کند (نتیجه مثبت) اما از طرفی در اثر آن تغییرات سریع ولتاژ موجب عملکرد غیر قابل پیش بینی و نامطلوب ترانزیستور می شود (نتیجه منفی) .
- در یک چیپ نیمه هادی ، کاهش ثابت دی الکتریک از یک طرف منجر به کاهش پارازیت ها می شود (نتیجه مطلوب) ولی از طرف دیگر امکان ذخیره سازی اطلاعات کاهش می یابد (نتیجه نامطلوب) و با افزایش ثابت دی الکتریک وضعیت ذکر شده جابه جا می شود .
دانش TRIZ در مواجهه بامسئله های ابداعی و به عبارتی در مواجهه با تناقض ها ابزارهای موثری مانند ماتریس تناقض ها و 40 اصل ابداعی برای شناسائی و رفع تناقض ها در سیستم و به عبارتی حل مسئله ابداعی ارائه می نماید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 1:0  توسط فرزاد فهیمی فر  | 

مدیریت دانش

1- مقدمه 
ما در دنیاى تغییرات روزافزون زندگى مى کنیم که از جهانى نشأت گرفته و اقتصاد دانش مدار نیز با گسترش روزافزون فناورى اطلاعات و ارتباطات همگام شده است. این تغییرات نه تنها چالش هایى را پیش مى کشد، بلکه فرصت هایى نیز فراروى بخش هاى دولتى و خصوصى قرار داده است. 

بیشتر شرکت هاى بزرگ در بخش خصوصى، براى بهره مندى از امتیازات رقابتى در جهت حفظ بقا و توانمندى در مقابل تغییرات ناپیوسته محیطى، به صورت فعالانه براى به کارگیرى ابزارها، فنون و فلسفه هاى مدیریتى نوین دست به اقدام هایى زده اند. دولت ها معمولاً دنباله رو این تغییرات هستند. تاریخ نشان مى دهد بیشتر فلسفه هاى مدیریتى ابتدا در یک شرکت بزرگ آزموده مى شود و سپس در میدان عمل، از سوى سایر بخش ها نیز اقتباس مى شود. نمونه هایى از این دست عبارتند از: برنامه ریزى منابع شرکتى، مهندسى مجدد فرآیندهاى تجارى و مدیریت کیفیت فراگیر. اکنون نوبت مدیریت دانش فرارسیده است که این مورد نیز مستثناً از موارد قبلى نیست. چند دهه تجربه نشان مى دهد، مدیریت دانش (برخلاف نظر منتقدان) تنها یک مد زودگذر مدیریتى نبوده و زمان آن فرارسیده است که استقرار یابد. بنابراین، اکنون مناسب ترین فرصت تکمیل مدیریت دانش در بخش هاى دولتى است. 

مدیریت دانش براى مدت هاى طولانى در کانون وظایف دولت ها و جزو جدانشدنى راهبردها، برنامه ریزى، مشاوره و اجرا بوده است. شواهد موجود نشان مى دهد که بخش دولتى در ادامه این تجربه از قافله عقب افتاده است. دولت ها اکنون به اهمیت مدیریت دانش در سیاستگذارى و خدمات رسانى به مردم واقف شده و در برخى از بخش هاى دولتى مدیریت دانش در دستور کار دولت قرار گرفته است. البته این مسأله برخلاف ظاهر آن، چندان هم آسان نیست. فواید حاصل از مدیریت دانش به صورت آماده تحویل دولت نشده و چالش ها نیز بدون جرح و تعدیل پاسخ داده نخواهد شد. راهبردها و طرح هاى به کارگیرى مدیریت دانش باید پیشاپیش براى همه توجیه شده باشد تا در مرحله عمل با موفقیت انجام شود مسائل حادى وجود دارد که دولت ها باید به آنها توجه کنند. با آن که این مسائل در بخش دولتى فراوان هستند، مقاله حاضر به سه مسأله اساسى توجه مى کند. 

2- آگاهى نسبت به مدیریت دانش در بخش دولتى 
عمده ترین بخش یک تجربه موفق مدیریت دانش، بالا بردن آگاهى تمامى مدیران در همه رده ها و حتى کارکنان جزء است. براى این که سازمان بتواند فعالیت هاى مدیریت دانش خود را هدایت کند باید مفهوم مدیریت دانش به صورت روشن تفهیم و در مورد منافع آن در بین همه کارکنان سازمان صحبت شود. مفهوم مدیریت دانش بحث تازه اى نیست. سازمان ها معمولاً به شکل هاى مختلفى براى تصمیم گیرى و تولید کالا و خدمات، مدیریت دانش را تجربه کرده اند اما این تجربه ها نظام مند و اصولى نبوده است. اصولاً آنچه درباره مدیریت دانش، جدید است وجود آگاهى نسبت به فرآیند مدیریت دانش است. سازمان هایى که بدون آگاهى و دانایى به اجراى مدیریت دانش مى پردازند به تمامى منافع حاصل از آن دست نخواهند یافت. مدیریت سنجیده دانش به روش هاى نظام مند و کل نگرانه مى تواند آگاهى افراد و سازمان ها را در مورد فواید مدیریت دانش افزایش دهد. نویسندگان این مقاله متوجه شدند که آگاهى نسبت به مدیریت دانش در بخش دولتى پایین است. این مسأله مى تواند بر پیاده سازى کارآمد اقدام هاى مدیریت دانش در سازمان هایى که به دنبال ارتقاى عملکرد خود هستند، تأثیر بگذارد. بنابراین، براى یک سازمان حیاتى است که هنگام شروع اقدام هاى مدیریت دانش مفهوم مدیریت دانش را به خوبى فهمیده باشد. 

3- مدیریت دانش 
مفهوم مدیریت دانش براى مدت هاى طولانى و به شیوه غیررسمى کاربرد داشته است. نبود توافق در مورد تعریف آن در قالب یک اصطلاح باعث سردرگمى هاى فراوانى شده که در مطالعات مختلف این حوزه پیداست. بنابراین، براى درک مفهوم مدیریت دانش، ابتدا باید تفاوت هاى موجود بین داده، اطلاعات و دانش شناسایى شود تا ابهام هاى مربوط به تفاوت ها و روابط موجود در این زنجیره شفاف شود. هرچند در متون مربوط بحث هایى زیادى در مورد این موضوع مطرح شده است، در اینجا تنها خلاصه اى از این مفاهیم آورده مى شود. 
واژه «دانش» یکى از جنبه هاى بسیار گمراه کننده مدیریت دانش است. واژه هاى اطلاعات و داده اغلب به جاى واژه دانش به کار رفته، اما واقعیت این است که آنها معانى متفاوتى دارند و درک تفاوت هاى آنها براى اجراى موفقیت آمیز مدیریت دانش اساسى است. در حالت کلى، داده ها حقایق خام هستند. براى این که داده ارزشمند شود ، باید پردازش شود (در یک زمینه و بستر دلخواه قرار گیرد) تا به اطلاعات تبدیل شود، که براساس آن مى توان تصمیم گیرى کرد. دانش به عنوان اطلاعات معنادار تلقى مى شود. ارتباط بین داده، اطلاعات و دانش از نوع بازگشتى است و به میزان «سازمان» و «تفسیر» بستگى دارد. داده و اطلاعات از طریق «سازمان» آنها و اطلاعات و دانش از طریق «تفسیر» آنها از همدیگر متمایز مى شوند. بنابراین، دانش نه داده است نه اطلاعات. دانش برداشتى است از طریق تجربه، استدلال، شهود و یادگیرى به دست مى آید. افراد زمانى مى توانند دانش خود را گسترش دهند که دیگران دانش خود را به اشتراک بگذارند و در نتیجه ترکیب دانش افراد با یکدیگر، دانش جدید خلق مى شود. دانش از اطلاعات نشأت مى گیرد. دانش از انجام مقایسه، شناسایى پیامدها و ایجاد رابطه حاصل مى شود. برخى از متخصصان خرد و اندیشه را نیز در تعاریف خود از دانش وارد مى کنند. خرد عبارت از به کارگیرى «دانش انباشته» است. دانش همچنین قضاوت و قواعد تجربى را در برمى گیرد که در طول سالیان سال از طریق آزمون و خطا به دست آمده است. 

داونپورت و پروساک دانش را به منزله ترکیب سیالى از تجربیات، ارزش ها، اطلاعات زمینه اى، بینش هوشمندانه و شهود بینایى تعریف مى کنند که محیطى براى ارزیابى و مواجهه با تجربیات واطلاعات جدید فراهم مى آورد. دانش در ذهن داننده خلق و به کار گرفته مى شود. در سازمان ها دانش نه تنها در قالب مدارک و اسناد یا گنجینه هاى دانش مجسم مى شود، بلکه در رویه ها، فرآیندها، عملکردها و هنجارهاى سازمانى نیز نهفته است. تعاریف زیادى از مدیریت دانش در متون وجود دارد. تعریفى که نویسندگان در این مقاله به کار گرفته اند عبارت است از: «توانایى یک سازمان براى استفاده از دانش جمعى خود از طریق فرآیند خلق، به اشتراک گذارى و استخراج دانش با استفاده از فناورى براى دستیابى به اهداف سازمان». 

4- انواع دانش 
دانش در سازمان ها اغلب به دو نوع تقسیم مى شود: دانش عیان و دانش نهان. دانش عیان دانشى است که قابل ثبت و دریافت در اسناد و پایگاه هاست. دانش عیان رسمى و نظام مند است که به آسانى قابل انتقال و به اشتراک گذارى است. این نوع از دانش شامل پروانه هاى ثبت اختراع، راهنماهاى آموزشى، رویه هاى مکتوب، تجربیات موفق و یافته هاى پژوهشى است که با درجه بالایى از صحت همراه است. دانش عیان را مى توان در قالب هاى ساختاریافته و ساختارنیافته دسته بندى کرد. دانش ساختاریافته داده یا اطلاعاتى است که براى بازیابى در آینده به روش مشخصى سازماندهى شده است و عبارتند از: مدارک، پایگاه هاى داده و نظیر آن. در مقابل، نامه هاى الکترونیکى، تصاویر، دوره هاى آموزشى و مواد سمعى و بصرى نمونه هایى از دانش ساختاریافته هستند، زیرا اطلاعاتى که آنها ارائه کنند براى بازیابى دسته بندى نشده اند. دانش نهان دانشى است که افراد در ذهن خود دارند و مقدارى انتزاعى تر از دانش عیان است. این نوع دانش بیشتر برداشت هاى ناگفته از پدیده هاست، دانشى که به راحتى نمى توان ثبت کرد. دانش نهان از آنجایى که براى دیگران ناشناخته است، دسترسى به آن مشکل است. در واقع، بیشتر افراد از دانشى که آنها دارند و یا از ارزشى که آن دانش براى دیگران مى تواند داشته باشد، آگاه نیستند. دانش نهان از ارزش بسیار بالایى برخوردار است زیرا زمینه اى براى افراد، مکان ها، ایده ها و تجربیات فراهم مى آورد. در حالت کلى به تماس و اعتماد شخصى بیشترى نیاز است تا این نوع دانش به صورت کارآمد به اشتراک گذاشته شود. دانش نهان به شدت شخصى است، شکل دهى آن بسیار مشکل است، بنابراین، انتقال آن به دیگران سخت است. همان گونه که مایکل پولینى بیان کرده است «ما بیشتر از آنچه مى توانیم بگوییم، مى توانیم بدانیم». 

5- مدیریت دانش سازمانى 
اساس مدیریت دانش با این پرسش ها سروکار دارد که چه کسى باید به اشتراک بگذارد، چه چیزى و چگونه باید به اشتراک گذاشته شود. که در نهایت به اشتراک گذارى و به کار گیرى آن را دربرمى گیرد. زمانى که دانش به اشتراک گذاشته شده به کرات مورد استفاده قرار گیرد ارزش حاصل مى شود. زمانى که فضاى اعتماد و انگیزش براى افراد براى به اشتراک گذارى و به کارگیرى دانش فراهم شود و فرآیندهاى نظام مند یافتن و خلق دانش ایجاد شود و نیز در صورت نیاز، فناورى لازم براى ذخیره و آسان سازى یافتن و به اشتراک گذاشتن دانش مهیا باشد، ارزش افزایى مداوم دانش اتفاق مى افتد. مدیریت دانش، رویکردهاى نظام مند، درک و استفاده از دانش براى دستیابى به اهداف سازمانى را دربرمى گیرد. مدیریت دانش از طریق کاهش زمان و هزینه آزمایش و خطا یا تکرار مکررات ارزش ایجاد مى کند. 

6- منافع مدیریت دانش 
منافع زیادى وجود دارد که باید از مدیریت دانش حاصل شود. براى نمونه فاندیشن نالج ۴۴ مورد از منافع مدیریت دانش را فهرست مى کند. در اینجا به برخى از منافع مهم مدیریت دانش اشاره مى کنیم. در یک مجموعه سازمانى منافع در دو سطح حاصل مى شود؛ فردى و سازمانى. در سطح فردى مدیریت دانش به کارکنان این امکان را مى دهد تا مهارت ها و تجربیات خود را از طریق همکارى با دیگران و سهیم شدن در دانش آنها و یادگیرى از یکدیگر ارتقا دهند و به رشد حرفه اى دست یابند. در سطح سازمانى مدیریت دانش منافع زیر را براى سازمان فراهم مى آورد: 

ارتقاى عملکرد سازمان از طریق افزایش کارایى، بهره ورى، کیفیت و نوآورى. 
سازمان هایى که دانش خود را مدیریت مى کنند، سطح بالایى از بهره ورى را به دست مى آورند. سازمان ها با داشتن دسترسى بیشتر به دانش کارکنان خود، تصمیم هاى بهترى اتخاذ مى کنند، فرآیندهاى خود را شکل مى دهند، تکرار کارها را کم مى کنند، نوآورى را افزایش مى دهند و به یکپارچگى و همکارى بالایى دست مى یابند. به عبارت دیگر، در بخش دولتى اعمال مدیریت دانش مى تواند هزینه انجام کارها را کاهش دهد و خدمات به ارباب رجوع را اعتلا بخشد. 
از آنجایى که با دانش افراد به منزله یک نوع دارایى همانند دارایى هاى سنتى برخورد مى شود، بنابراین ارزش مالى سازمان افزایش مى یابد. 
از آنجایى که انتقال دانش به صورت روزافزون به عنوان منبع ارزش افزایى شناخته مى شود، سازمان ها مدیریت دانش را به عنوان زمینه ساز استراتژیک (راهبرد) مزیت هاى رقابتى به شمار مى آورند. 
براساس یک تحقیق، چالش هاى مربوط به امور اجرایى یک سازمان از نبود فرهنگ «به اشتراک گذارى» و درک کارکنان از مدیریت دانش و منافع آن ناشى مى شود. سازمان ها مى توانند این چالش ها را از طریق آموزش، مدیریت تغییر و بازطراحى نظام به عنوان اجزاى اولیه مدیریت دانش پاسخ دهند. 
7- مقایسه مدیریت دانش در بخش خصوصى و دولتى 
با آنکه متون مربوط به مدیریت دانش مسائل، چالش ها و فرصت هاى بخش خصوصى را بیان کرده اند، در مورد بخش دولتى بسیار کم بحث و بررسى شده است. برنامه هایى مانند آنچه در مدیریت نوین دولتى مطرح شده، پیشنهاد مى کند بخش دولتى باید فرآیندهاى مدیریتى را از بخش خصوصى اقتباس و فنون موفق آنها را به کار گیرد. البته منتقدان مدیریت نوین دولتى معتقدند تفاوت بین بخش دولتى وخصوصى چندان زیاد است که تجربیات تجارى را نمى توان در بین این دو بخش منتقل کرد. تفاوت هاى اساسى در سیاست و عملکردهاى مربوط به مدیریت منابع انسانى، مدیریت مسائل اخلاقى و فرآیندهاى تصمیم گیرى هنوز باقى است. البته قابل ذکر است، چنان دانش منسجم در مورد راهبردهاى موفق مدیریتى در بخش خصوصى وجود ندارد که بتوان آن را به بخش دولتى انتقال و پیاده سازى کرد. به تبع آن، چنین برمى آید که نیاز است راهبرد ویژه اى براى بخش دولتى طراحى و توسعه داده شود تا شکاف [ بین بخش خصوصى و دولتى] برطرف شده و یادگیرى متقابل بین این دو بخش حاصل شود. 

8- مدیریت نوین دولتى و مدیریت دانش در بخش دولتى 
بیش از چندین دهه توسعه و گسترش در عرصه مدیریت نوین دولتى در نظر و عمل، در کشورهاى پیشرفته جهان و تمایل به گسترش آن به کشورهاى در حال توسعه، راه را باز کرده و بنیان هاى مستحکمى را پى نهاده است که کمک مى کند تا اقدام هاى مدیریت دانش در بخش دولتى اعمال شود. براى درک بهتر ارتباط بین مدیریت نوین دولتى و مدیریت دانش خلاصه اى از مدیریت نوین دولتى در اینجا آورده مى شود. مدیریت نوین دولتى، مجموعه اى از ایده ها و ابزارها را براى دولت ها پیشنهاد مى کند تا آنها با استفاده از آن امورات بخش دولتى را پیش ببرند. ایده اصلى آن به کارگیرى قراردادهاى قانونى خصوصى براى خدمات بخش دولتى است. مدیریت نوین دولتى همزمان با نخست وزیرى مارگارت تاچر در اوایل دهه ۱۹۸۰ شروع شد و به کشورهایى مانند استرالیا، نیوزیلند، فنلاند، سوئد، فرانسه و آلمان گسترش یافت. در آمریکا یک واژه دیگرى به نام بازسازى دولت به کار برده شد اما اصول مدیریت نوین دولتى به کار گرفته مى شود. 

به اعتقاد لین (۲۰۰۰) مدیریت نوین دولتى نظریه اى عمومى در این باره است که دولت چگونه مى تواند کارها را انجام دهد و نیز خدمات را سازماندهى کند و به شهروندان ارائه دهد. مدیریت نوین دولتى به سیاست نمى پردازد، اما آنچه پارلمان در مورد اهداف [کلان ] تصمیم گرفت به آنها مى پردازد. ادعاى اساسى مدیریت نوین دولتى این است که مدیریت دولتى دیگر کهنه شده و مى توان مدیریت نوین دولتى را جایگزین آن کرد. آنچه مدیریت نوین دولتى مدعى آن است بر دو نکته استوار است نخست، بوروکراسى شیوه مؤثرى براى اداره بخش دولتى نیست. دوم، براساس مدیریت نوین دولتى قراردادگرایى پاسخى مناسب به این سؤال است که به جاى قوانین حکومتى و تعدیل بودجه اى چه چیزى باید به کار گرفته شود. پیمان سپارى امور از طریق ابزارهاى پیمانکارى ‎/ مزایده، مناقصه و اجاره کردن به عنوان ابزارهاى حکومت و اداره دولت ها، براى کاستن از هزینه ها و افزایش کارآمدى از ویژگى هاى مدیریت نوین دولتى است. به این طریق با استفاده از هزینه هاى کمتر خدمات بیشترى ارائه مى شود و به واسطه قراردادى بودن امور شفافیت زیادى حاصل مى شود. همه اینها با منافع مدیریت دانش در ارتباط است اما از زیان هاى آن نیز نباید چشم پوشى شود. یکى از نقایص عمده این است که اعتماد کم شده است. دموکراسى سیاسى ممکن است تأثیر منفى گذاشته و موجب افزایش هزینه مبادله شود. این امر به خودى خود بر مدیریت دانش نیز تأثیر معکوس مى گذارد، زیرا اعتماد مهم ترین عامل در فرهنگ به اشتراک گذارى دانش است. با این حال، تجربه مدیریت نوین دولتى در کشورهاى مختلف، با این که متفاوت بوده، نشان مى دهد که مزایاى آن بیشتر از معایبش بوده است. 

اعمال مدیریت دولتى نوین و افزایش مقبولیت آن در کشورهاى مختلف دنیا نشان مى دهد مفهوم و عملکرد مدیریت دانش که ریشه در شرکت هاى خصوصى دارد، بخش دولتى نیز مى تواند از آن بهره مند شود. البته موفقیت یا شکست آن به این بستگى خواهد داشت که مدیریت دانش چگونه با توجه به زمینه بخش دولتى پذیرفته مى شود. اما بین این دو بخش همان گونه که ذکر شد تفاوت هاى اساسى وجود دارد. 

9- اهمیت و نیاز به مدیریت دانش براى دولت 
مدیریت دانش براى دولت ها در مواجهه با چالش هاى اقتصاد دانشى از اهمیت بالایى برخوردار است. این چالش ها عبارتند از: 

دانش به یک عامل تعیین کننده مهم رقابت پذیرى براى بخش دولتى تبدیل شده است. ارائه خدمات و سیاستگذارى وظایف اصلى دولت است. در یک اقتصاد دانشى دولت ها به طور روزافزون در این عرصه ها در سطوح ملى و بین المللى در معرض رقابت قرار مى گیرند. به عنوان نمونه در سطح بین المللى سازمان هاى غیردولتى و دولت ها با سازمان هاى خارجى که خدمات مشابه را ارائه مى دهند رقابت مى کنند. مؤسسات پژوهشى در تلاشند تا بهترین پژوهشگران و اعتبارات را جذب کنند در حالى که دانشگاه ها به صورت روزافزون براى جذب بهترین دانشجویان و استادان با یکدیگر رقابت مى کنند. در سطح ملى رقابت بین سازمان هاى دولتى به دنبال پیگیرى فرآیندهاى تمرکززدایى افزایش یافته است. در بخش دولتى کالاها و سرمایه به اندازه بخش خصوصى مهم نیست اما دانش مهم است. دانش یک عنصر رقابت و منبع اصلى دولت هاست. عملکرد کارآمد دولت ها به فراهم آورى و اشاعه کارآمد دانش بستگى دارد. 
شرکت هاى خصوصى کالاها و خدماتى را تولید مى کنند که به طور روزافزون به سرمایه نامشهود وابستگى مى یابند، به صورت مستقیم با بخش دولتى رقابت مى کنند که به ارائه خدمات و کالاهایى مانند آموزش، علم، امنیت و دانش مى پردازند. 
بازنشستگى کارکنان و جایگزینى مداوم کارکنان دانشى در بین بخش هاى دولتى چالش جدید را براى نگهدارى دانش و محافظت از حافظه سازمانى و آموزش کارکنان جدید فراهم مى آورد. بنابراین، بر سر دانش و عقلانیتى که قابلیت به اشتراک گذارى داشته باشد رقابت وجود دارد. 
براساس یک گزارش، حدود ۷۱ درصد از کارمندان کنونى دولت آمریکا در سال ۲۰۰۵ در موقعیت بازنشستگى قرار خواهند گرفت. این امر محدود به ایالات متحده نیست. بیشتر دولت ها با مشکلات مشابه مواجه هستند. مدیریت دانش بر این اندیشه استوار است که ارزشمندترین منبع هر سازمان دانش کارکنان آن است. این تمرکز از نرخ بالاى تغییرات در سازمان هاى امروزى و کل جامعه نشأت مى گیرد. مدیریت دانش بر این اساس شکل گرفته که امروزه همه کارها دانش مدار است و همه کارکنان به نوعى کارکنان دانش مدار به حساب مى آیند. این بدین معناست که شغل آنها بیشتر به دانش آنها متکى است تا مهارت هاى دستى آنها. به عبارت دیگر، خلق، به اشتراک گذارى و به کارگیرى دانش از جمله مهم ترین کارهاى همه افراد در سازمان هاست. 
یکى از راه حل هاى مناسب براى پاسخگویى به چالش ها این است که نگاه فعالانه اى نسبت به تجربیات مدیریت دانش در بخش خصوصى داشته باشیم و آنها را اقتباس کنیم و در بخش هاى دولت به کار بگیریم. مدیریت دانش داراى برخى قابلیت ها براى تقویت کارآمدى دولت و رقابت پذیرى آن در محیط متغیر است. بخش دولتى و سازمان هاى غیردولتى باید با این چالش ها روبه رو شود و از فرصت هاى به دست آمده از جهانى شدن، اقتصاد دانش مدار و گسترش هاى فناورى اطلاعات و ارتباطات به نحو احسن استفاده کند. در غیر این صورت این به معناى از دست دادن فرصت هاى پیشنهادى مدیریت دانش خواهد بود. 

مترجم : حسن زاده، محمد

منبع : روزنامه ایران،‌ پنجشنبه 12 بهمن 1385، سال سیزدهم، شماره 3561، صفحه 8.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 0:4  توسط فرزاد فهیمی فر  | 

امام علی (ع)

   1- شناخت پایه‏هاى ایمان:
ایمان بر چهار پایه استوار است: صبر، یقین، عدل و جهاد. صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد. شوق، هراس، زهد و انتظار. آن کس که اشتیاق بهشت دارد، شهوت‏هایش کاستى گیرد، و آن کس که از آتش جهنّم مى‏ترسد، از حرام دورى مى‏گزیند، و آن کس که در دنیا زهد مى‏ورزد، مصیبت‏ها را ساده پندارد، و آن کس که مرگ را انتظار مى‏کشد در نیکى‏ها شتاب مى‏کند. یقین نیز بر چهار پایه استوار است: بینش زیرکانه، دریافت حکیمانه واقعیّت‏ها، پند گرفتن از حوادث روزگار، و پیمودن راه درست پیشینیان. پس آن کس که هوشمندانه به واقعیّت‏ها نگریست، حکمت را آشکارا بیند، و آن که حکمت را آشکارا دید، عبرت آموزى را شناسد، و آن که عبرت آموزى شناخت گویا چنان است که با گذشتگان مى‏زیسته است. و عدل نیز بر چهار پایه بر قرار است: فکرى ژرف اندیش، دانشى عمیق و به حقیقت رسیده، نیکو داورى کردن و استوار بودن در شکیبایى. پس کسى که درست اندیشید به ژرفاى دانش رسید و آن کس که به حقیقت دانش رسید، از چشمه زلال شریعت نوشید، و کسى که شکیبا شد در کارش زیاده روى نکرده با نیکنامى در میان مردم زندگى خواهد کرد. و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است:
امر به معروف، و نهى از منکر، راستگویى در هر حال، و دشمنى با فاسقان. پس هر کس به معروف امر کرد، پشتوانه نیرومند مؤمنان است، و آن کس که از زشتى‏ها نهى کرد، بینى منافقان را به خاک مالید، و آن کس که در میدان نبرد صادقانه پایدارى کند حقّى را که بر گردن او بوده ادا کرده است، و کسى که با فاسقان دشمنى کند و براى خدا خشم گیرد، خدا هم براى او خشم آورد، و روز قیامت او را خشنود سازد.

2-  شناخت اقسام کفر و تردید:

و کفر بر چهار ستون پایدار است: کنجکاوى دروغین،ستیزه‏جویى و جدل، انحراف از حق، و دشمنى کردن، پس آن کس که دنبال توهّم و کنجکاوى دروغین رفت به حق نرسید.و آن کس که به ستیزه‏جویى و نزاع پرداخت از دیدن حق نا بینا شد، و آن کس که از راه حق منحرف گردید، نیکویى را زشت، و زشتى را نیکویى پنداشت و سر مست گمراهى‏ها گشت، و آن کس که دشمنى ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و کارش سخت، و نجات او از مشکلات دشوار است. و شک چهار بخش دارد: جدال در گفتار، ترسیدن، دو دل بودن، و تسلیم حوادث روزگار شدن. پس آن کس که جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاریکى شبهات بیرون نخواهد آمد، و آن کس که از هر چیزى ترسید همواره در حال عقب نشینى است، و آن کس که در تردید و دو دلى باشد زیر پاى شیطان کوبیده خواهد شد، و آن کس که تسلیم حوادث گردد و به تباهى دنیا و آخرت گردن نهد، و هر دو جهان را از کف خواهد داد.



                                                                حکمت31نهج البلاغه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 11:15  توسط لیلا عبدالمنافی  | 

چگونه هستی و نمی پرستی؟!؟

چگونه هستی و نمی پرستی؟!؟
 
خدایا...!!! تو در آن بالا ، بر قله ی بلند الوهیتت ، تنها چه می کنی ؟
ابدیت را بی نیازمندی ، بی چشم به راهی ، بی امید ، چگونه به پایان خواهی برد؟
ای که همه هستی از تو است، تو خود برای که هستی؟

چگونه هستی و نمی پرستی؟!؟

چگونه می توانم باور کنم که تو نمی دانی که پرستش در قلب کوچک من ، پرستنده ی خاکی و محتاج تو ، از همه ی آفرینش تو بزرگتر است، خوب تر است، عزیز تر است؟

چگونه نمی دانی عبودیت از معبود بودن بهتر است؟

نمی دانی که ما از تو خوشبخت تریم؟؟؟

ای خدای بزرگ ! تو که بر هر کاری توانایی ! چرا کسی را برای آنکه بدو عشق ورزی ، بپرستی ، بر دامنش به نیاز چنگ زنی ، غرورت را بر قامت بلندش بشکنی ، برایش باشی، نمی آفرینی؟

ای تو که بر هر کاری توانائی ، ای قادر متعال!

چرا چنین نمی کنی ؟؟؟

مگر غرور ها را برای ان نمی پروریم تا بر سر راه مسافری که چشم به راه آمدنش هستیم قربانی کنیم؟

خدایا تو از چشم به راه کسی بودن نیز محرومی!

بی شک اگرخدای بزرگ از بام بلند عرش فرود آید و هم اکنون از من با اصرار و الحاح بخواهد که من جای او بر عرش کبریائی بنشینم و او به جای من در محراب به پرستیدن و عشق ورزیدن آغاز کند و آتش های درد و نیاز به معبود را از جان من باز گیرد و بر جان خویش زند ، هرگز حتی برای شبی تا سحر ، نخواهم پذیرفت…

من، یک شب را سراسر با درد معبود بودن و رنج محروم ماندن از پرستش به سر نتوانم برد.
بگذار که شیطنت عشق ، چشمان تو رو بر عریانی خویش بگشاید و کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن!
                                                                                                             
                                                                                                     کویر-علی شریعتی                                             
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 0:39  توسط لیلا عبدالمنافی  | 

نقطه ی سر به سر زندگی ما کجاست

از یه جایی به بعد باید علاوه بر هزینه و در آمد ها کلمه ایی هم به عنوان سود توی فرهنگ لغت زندگی مون گنجونده بشه

حالا کی و کجا باید بهش برسیم بستگی به همون نمودار هزینه ها داره.که چه قدر هزینه کردی و عوضش چی بدست آوردی

اگه یه روز نشستی و دیدی موهات سفید تر از رنگ دندوناته و تو هنوز پایین کوه واستادی و قله اون بالاست باید بشینی و ماهی بخوری!حالا حتما میگی چه بی مزه!چه ربطی داشت!

یکم صبر کن

شاید اصن این مشکل رو باید با همون نمودار ساده استخوان ماهی درس کیفیت تشریح کنی،واسه همین نیازه قبلش بشینی و ماهی بخوری!!!

البته مثل این آقا کوچولو بی استخوان

بعدش مثلا بشینی یکم فکر کنی..

استخوان اول من کی ام

استخوان دوم چه کردم؟

استخوان سوم از کجا و تا کجا دویدم و نرسیدم.

استخوان چهارم نقطه ی سر به سر من چرا سر نرفته؟

استخوان پنجم کار من کجاست؟

استخوان ششم زندگی ام کجای جاده مانده است

و...

هر چه جلوتر میری سوال ها بیشتر می شه.شاید باید یک دریا ماهی خورده باشی  که بتونی همه ی سولاات رو از خودت بپرسی

مهم اینه که بلاخره این همه فرمول بهت وقت داده تا به خودت هم فکر کنی..به فرضیه های رد شده و مدل های ساخته شده ات.به درستی یا نادرستی مدیریت پروژه زندگی ات..

حالا اگه هم نقطه ی سر به سرت خیلی بالا بوده باشه یه نردبودن هست که تو رو به اون بالا برسونه ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 22:29  توسط classmate  |